تبليغاتX
سنت نبوی

۱) با شنیدن سخنش حضرت سلیمان تبسم نمود ؟!

۲) قابیل از او درس آموخت ؟!

3) به او وحی شده است ؟!

4) بنی اسرائیل در كشتـنش بهانه می گرفتند ؟!

5) حضرت صالح آن را از دل كوه بیرون كشید ؟!

6) همسـفر أصحاب الكهف بود؟!

7) نامه رسان سلیمان بود ؟!

8) در سفر زمینی إسرا ، مركـَب پیامبر (ص) بود ؟!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در یکشنبه 1386/07/29 ساعت 6:8 | لینک ثابت |

سلام بر سابقین اولین :

 

سلام بر سميه ، اولين زن شهيد !

سلام بر علي ، اولين نوجوان مسلمان !

سلام بر خديجه ، اولين زن مسلمان !

سلام بر صهيب ، غريب رومي !

سلام بر سلمان ، غريب ايراني !

سلام بر بلال ، غريب حبشي و اولين مؤذن اسلام !


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در پنجشنبه 1386/07/26 ساعت 6:3 | لینک ثابت |

کنسرت بزرگ سامی یوسف در ورزشگاه ویمبلی لندن

وبلاگ فارسی سامی یوسف


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه 1386/07/25 ساعت 23:32 | لینک ثابت |

داستان آن بوسه !

سال 19 هجري اميرالمومنين عمر بن الخطاب _ رضي الله عنه _ لشكري را براي جهاد با روم فرستاد. "عبدالله بن حذافه سهمي" رضي الله عنه به همراه اين لشكر بود.

قيصر روم داستانهاي زيادي درباره لشكر مسلمين و صدق ايمان و فداكاريشان در راه عقيده شان شنيده بود و به سربازانش دستور داده بود اگر اسيري از مسلمين گرفتند زنده به دربارش بياورند... از مسلماناني كه در آن جنگ اسير شدند قهرمان اسلام عبدالله بن رواحه سهمي بود...

امپراطور روم نگاهي طولاني به قامت عبدالله بن رواحه – رضي الله عنه – انداخت و سپس خطاب به او گفت: من پيشنهادي براي تو دارم!!
عبدالله پرسيد: چه پيشنهادي؟

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه 1386/07/25 ساعت 6:8 | لینک ثابت |

قصه سخای ابراهيم عليه السلام

{فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاء بِعِجْلٍ سَمِينٍ}[الذاريات:26]؛ به دنبال آن، پنهائی به سوی خانواده خود رفت، وگوساله فربه ای را آورد

ابراهيم عليه السلام پس از مدتی ماندگاری در مصر وراهنمايی مردم آن سر زمين به يکتا پرستی، مجدداً به فلسطين باز گشت ودر سرزمينی خالی از سکنه وتا حدودی خشک وبی آب سکنی گزيد گله ها يش را در آن محل به چوپان سپرد وخود فوری به کندن چاه آبی مشغول شد، وچاه خيلی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در سه شنبه 1386/07/24 ساعت 20:38 | لینک ثابت |

مثال هايی از خلافت حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه

از يمن پارچه هايی آمده بود که بين مسلمانان مساويانه توزيع گرديد، حضرت عمر رضی الله عنه نيز از آن مثل يک مرد عادی سهم خود را گرفت. او قامت کشيده داشت که وقتی بين مردم راه ميرفت، بنظر ميرسيد که سواره است. هنگاميکه با پيراهن ساخته از همين پارچه ها به منبر برآمد و طی خطبه يی مردم را به جهاد دعوت کرد، ناگاه آوازی که از يک گوشه مسجد بالا شد، او را


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در سه شنبه 1386/07/24 ساعت 17:37 | لینک ثابت |

مردی پرسيد سوالی زحسن البصری
که ببينم که درين باره چی ها ميدانی

فکری امروز بسر زد که چنان
ممکن است اين که بخواب آيد شيطان؟
ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در سه شنبه 1386/07/24 ساعت 17:33 | لینک ثابت |

با حضور بیش از ده ها هزار نفر نماز عید سعید فطر اهل سنت در قره بلاغ برگزار شد

نماز عید سعید فطر اهل سنت ، با حضور بیش از ده ها هزار نفراز سراسر استان صبح امروز (جمعه بیستم مهرماه) در مصلی بزرگ قره بلاغ برگزار شد.
بنا به این گزارش ، قبل از اقامه نماز عید، آخوند حاج عبدالرحمان تنگلی با بیان فضیلت های ماه مبارک رمضان و تبریک عید سعید فطر در خصوص برخی از احکام فقهی و شرعی به ایراد سخنرانی پرداخت.
حاج علی آخوند آرخی نیز با تبریک فرا رسیدن عید سعید فطر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه مسلمین در خصوص مسائل اجتماعی روز سخنانی را بیان کرد.
علی آرخی مبارزه با تهاجم فرهنگی و مبارزه

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در جمعه 1386/07/20 ساعت 20:25 | لینک ثابت |

آداب عید

بسم الله الرحمن الرحیم

از انس رضی الله عنه روایت است که گفت : هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به مدینه آمدمردم دو روز را داشتند که به بازی وسرگرمی مشغول می شدند و جشن می گرفتند. پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمود: خداوند بجای آنها دو روز بهتری برای شما قرار داده است. روز عید فطر وروز عید قربان . (رواه النسائی وابن حبان- صحیح)

* آداب و سنن عید

از سعید ابن مسیب رضی الله عنه روایت است که گفت: سنت عید فطر سه چیز است:

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در جمعه 1386/07/20 ساعت 17:31 | لینک ثابت |

 

عید سعید فطر را به همه ی شما مسلمانان و عاشقان الهی تبریک می گویم.

 

 

 

نوشته شده توسط کمال در جمعه 1386/07/20 ساعت 17:29 | لینک ثابت |

خلفای راشدین از منظر شاعران بزرگ!

"حکیم ابوالقاسم فردوسی"

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی         خداوند امر و خداوند نهی

که خورشید بعد از رسولان مه             نتابید بر کس ز بوبکر به

عمر کرد اسلام را آشکار                    بیاراست گیتی چو باغ بهار

پس از هر دو آن بود عثمان گزین          خداوند شرم و خداوند دین

چهارم علی بود و جفت بتول               که او را به خوبی ستاید رسول

 

صحابان او جمله اخیر بودنند              همه هر یکی همچو اختر بودنند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در جمعه 1386/07/20 ساعت 17:22 | لینک ثابت |

گرچه رمضان رفت اما خداي رمضان باقي است ونسائم رحمت او همواره درحال وزيدن است .وقطرات اشكي كه از ديدگانمان مي چكد را هر لحظه خريداري است كه آنها را به بهاي در وياقوت وچه بسا گرانتر مي ستاند.
و نداي (هل من مستغفر؟) پروردگار در يك سوم پاياني شب هميشه طنين افكن وجودمان خواهد بود .
پس نبايد اسباب را بندگي كرد. وبه قول اقبال:
گر به الله الصمد دل بسته اي
از حد اسباب بيرون جسته اي
بنده حق بنده اسباب نيست
زندگاني گردش دولاب نيست

وجاي بسي تأسف است كه بسياري از انسانها رمضان را بندگي مي كنند نه پروردگار رمضان را.
چه بسا چشمهايي كه بعد از رمضان خشكيده مي شوند و از چكاندن قطره اشكي دريغ مي ورزند.
چه بسا قرآنهايي كه بعد از رمضان تنها مونسشان غبار هجران است وانتظار رمضاني دگر مي كشند.
چه بسا مساجدي كه بعد از رمضان از فراق مسلمان زاده ها مي نالند.
وچه بسا قلبهايي كه بعد از رمضان مبدل به سنگ گشته وبر سراپرده خود تابلوي ( ورود هر گونه محبت ممنوع ) را نصب مي نمايند

عادل حیدری


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه 1386/07/18 ساعت 15:56 | لینک ثابت |

بعد از اينكه خانم آرايشگر پيش خانم عروس وارد شد چه اتفاقي افتاد ؟
امشب روز خوشحالي او و بردن او پيش شوهرش است همه و همه درفكر او هستند .مادرش ، خواهرانش و تمام نزديكانش همه در فكر او هستند .بعد از عصر خانم آرايشگر مي آيد تا آرايش عروس را شروع كند
همه مي گويند چه شد آرايشگر دير كرد .بعد از چند لحظه آرايشگر مي ايد بله آمد و تمام وسايل آرايش

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در سه شنبه 1386/07/17 ساعت 14:54 | لینک ثابت |

داستان را در دلتان با صداي بلند و با توجه بخوانيد. مطمئنا تا سال ها آن را در خاطر خواهيد داشت.
داستان درباره يك كوهنورد است كه مي خواست از بلندترين كوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز كرد ولي از آنجا كه افتخار اين كار را فقط براي خود مي خواست، تصميم گرفت تنها از كوه بالا برود.
او سفرش را زماني آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاريكي ميرفت ولي قهرمان ما به جاي آنكه چادر بزند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در سه شنبه 1386/07/17 ساعت 14:36 | لینک ثابت |

روزگاري در جزيره اي دور افتاده تمام احساسها در كنار هم به خوبي و خوشي زندگي مي كردند
خوشبختي. پولداري. عشق. دانائي. صبر.غم. ترس...هر كدام به روش خويش مي زيستند .
تا اينكه يك روز دانائي به همه گفت: هر چه زودتر اين جزيره را ترك كنيد زيرا به زودي آب اين جزيره را خواهد گرفت اگر بمانيد غرق مي شويد
تمام احساسها با دستپاچگي قايقهاي خود را از خانه هاي خود بيرون آوردند وتعميرشان كردند.
همه چيز از يك طوفان بزرگ شروع شدوهوا به قدري خراب شد كه همه به سرعت سوار قايقها شدندوپارو زنان جزيره را ترك كردند. در اين ميان عشق هم سوار قايقش بود اما به هنگام دور شدن از جزيره متوجه حيوانات جزيره شد كه همگي به كنار جزيره آمده بودند و وحشت را نگه داشته بودندو نمي گذاشتند كه او سوار بر قايقش شود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در سه شنبه 1386/07/17 ساعت 14:21 | لینک ثابت |

فضایل ایمان

سَرِ ایمان- کلمه طیبه( لا اله الا الله )     دل ایمان- تلاوت قرآن

نور ایمان - راست گفتن                     حلاوت ایمان - پاک بودن

مغز ایمان - دعا کردن                         بزرگی ایمان - ذکر الله

شرط ایمان - حلال دانستن                ریشه ی ایمان - اخلاص داشتن

وطن ایمان - دل مومن                       میوه ی ایمان - روزه گرفتن

بذر ایمان -عمل کردن                         برگ ایمان - تقوا داشتن

تاریکی ایمان - دروغ گفتن                  تنگی ایمان - بی نماز بودن

نتیجه ایمان - نماز خواندن        

 

نوشته شده توسط کمال در یکشنبه 1386/07/15 ساعت 21:47 | لینک ثابت |

قرآن کتابی است که در ابعاد مختلف زندگی، آدمی را رهنمون است و همچون خورشیدی فروزنده، کس یارای انکار خصائص و ویژگیهای گوناگون وجودی آنرا ندارد و هر کس به سهم خویش و به اندازه ظرف درونیش از بحر لایزال آن رفع عطش می‌کند. در این قسمت آرای مختلف از بزرگان و اندیشمندان غیر مسلمان را در خصوص آن بررسی می‌نماییم که به نوبه خود بیانگر فراگیر شدن تعالیم آسمانی این کتاب الهی است و البته یادآوری این نکته ضروری است که هر اندیشمند، از زاویه دید خود به قرآن نگریسته است و بدیهی است که قادر به کشف تمام ابعاد و ویژگیها و همچنین عمق معارف آن نبوده باشد.

۱-   آلبرت اینشتاین (۱۹۵۵ - ۱۸۷۹): "قرآن کتاب جبر یا هندسه یا حساب نیست، بلکه مجموعه‌ای از قوانین است که بشر را به راه راست، راهی که بزرگترین فلاسفه دنیا از تعیین و تعریف آن عاجزند، هدایت می‌کند."

۲-   ویل دورانت (متولد۱۸۵۵): "رفتار دینی در قرآن شامل رفتار دنیوی نیز هست و همه امور آن از جانب خدا و به طریق وحی آمده است. قرآن شامل مقرراتی دربرگیرنده: ادب، تندرستی، ازدواج، طلاق، رفتار با فرزندان و حیوانات و بردگان، تجارت، سیاست، ربا،


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در یکشنبه 1386/07/15 ساعت 15:41 | لینک ثابت |

كتاب «محمّد پيامبري كه از نو بايد شناخت»اثر گرانقدر دانشمند مسيحي « كونستان ويرژيل گيورگيو »   

 

دانستني هايي از كودكي  پيامبر أعظم

 

 

   *يكی از علل توصيه قرآن نسبت به ايتام و مساكين يتيم ، رنجبر بودن پيامبر در كودكی است .

   * ابوطالب به خاطر تنگدستی وعائله مندی به سختی می توانست امرار معاش كند به همين خاطر محمّد (ص) 8 ساله در حاليكه اطفال ديگر اوقات خود را با بازی پر می كردند ، مجبور شد در خا نه عمويش با چوپاني گله در گرماي تابستان عربستان برای تامين معاش خود كار كند .

   *صحرا برای انديشه كردن


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در یکشنبه 1386/07/15 ساعت 15:34 | لینک ثابت |

شیخ ابرار فرید الدین عطار در مورد تعصبهای مذهبی فرمود

تو علی دانی و بوبکر ای پسر
وز خدای عقل و جانی بی خبر
تو رها کن سر به مهر این واقعه
مرد حق شو روز شب چون رابعه

نوشته شده توسط کمال در یکشنبه 1386/07/15 ساعت 15:6 | لینک ثابت |

این قسمت در باب زهد و تقوای زنان است(در مورد رحیمه دختر نمرود)

نقل کرده اند:نمرود لعین دختری داشت که اسم او رحیمه بودکه به او رعیا می گفتند.هنگامی که نمرود حضرت ابراهیم خلیل الله را در آتش انداخت آن دختر از بالای قصر این صحنه را مشاهده می کرد و می دید که حضرت ابراهیم داخل آتش نماز می خواند و اطراف او درختان گلاب سبز رنگ و آب جاری است و پرندگان بر روی درختان هستند او حیران ماند و با خودش گفت :کار پدرم چه زشت است . قطعاً قدرت و عزت وپادشاهی و مملکت برای پرودگار جهانیان و پروردگار ابراهیم است و یقیناًپدرم دروغگویی ضعیف و .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در پنجشنبه 1386/07/12 ساعت 13:49 | لینک ثابت |

يك پزشك مصری موفق شد با الهام از آيات سوره يوسف(ع) داروی درمان آب مرواريد را بسازد. 

 به نقل از روزنامه يمن‌تايمز، اين دارو كه «داروی قرآن» نام دارد، توسط دكتر عبدالباسط محمد و با استفاده از تركيبات موجود در عرق بدن انسان ساخته شده است. دكتر عبدالباسط محمد درباره نحوه الهام از آيات قرآن برای ساخت اين دارو می‌گويد: «يك روز صبح در حال خواندن سوره يوسف(ع) بودم كه آيات 84 تا 93 اين سوره نظر مرا جلب كرد. حضرت يوسف (ع) كه اكنون عزيز مصر است،



ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه 1386/07/11 ساعت 12:9 | لینک ثابت |

آن کس که نداند و نداند که نداند      در جهل  مرکب  ابدالدهر  بماند

آن کس که نداند و بداند که نداند      لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن کس که بداند و نداند که بداند      بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

آن کس که بداند و بداند که بداند      اسب خرد از گنبد گیتی بدواند

نوشته شده توسط کمال در دوشنبه 1386/07/09 ساعت 15:49 | لینک ثابت |

معنی چهار سوره از قرآن منظوم « امید مَجد »

 

سوره اخلاص

سرآغاز گفتار نام خداست                             كه رحمتگر و مهربان خلق راست

بگو او خدایی است یكتا و بس (1)                  كه هرگز ندارد نیازی به كس (2)

نه زاده نه زاییده شد آن إله (3)                      نه دارد شریكی خدا هیچگاه (4)

 

سوره فَلَق


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در یکشنبه 1386/07/08 ساعت 15:42 | لینک ثابت |

 
نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه 1386/07/04 ساعت 19:24 | لینک ثابت |

رسانه های غربی هر از چند گاهی با انتشار گزارش ها و فیلم های جهت دار از مناسک مذهبی مسلمانان و خصوصا" شیعیان، تلاش می کنند تا تصویری مشوش و تحریف شده از باورهای دینی مسلمانان و ایرانیان ارائه دهند.

http://www.taftan2.blogfa.com/post-96.aspx
نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه 1386/07/04 ساعت 16:13 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه 1386/07/04 ساعت 16:10 | لینک ثابت |

رهنمود هايى به زنان مسلمانان

در مورد تبرج و بى حجابى

 

خواهر مسلمان! چه کسی تو را به حجاب امر نموده است؟

http://sirik137.blogfa.com/post-50.aspx

نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه 1386/07/04 ساعت 16:3 | لینک ثابت |

چرا شد آن محبتها فراموش؟!

 

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

بیا تا مهربانی پیشه سازیم به مشتی زرق و زر خود را نبازیم

 

چه آمد بر سر اقوام و خویشان که شد آن جمعشان اینسان پریشان؟!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه 1386/07/04 ساعت 15:58 | لینک ثابت |

اعجاز قرآن باعث مسلمان شدن كودك یهودی مقیم لندن شد

معجزه جاوید مسلمانان«قرآن‌كریم» باعث گرویدن یك طفل یهودی به اسلام شد.

به نقل از «مفكرة‌الاسلام» جورجیا، دختر یهودی ساكن لندن وقتی كه در شش سالگی با جعبه لغات خود بازی مي‌كرد، زبان عربی توجه او را جلب كرده و از مادر درباره این زبان مي‌پرسد؛ مادر در پاسخ به اومي‌گویداین زبان،زبان گروه تروریست و شورشی مسلمانان است و كودك را به دوری جستن از این زبان هشدار مي‌دهد.
جورجیای شش ساله به پاسخ مادر بسنده نكرده و بعد از این‌كه سواد خواندن و نوشتن را آموخت وبا مسلمانان بیشتری آشنا شد به مناسبت روز تولد ازمادرش در خواست نسخه‌ای ازقرآن‌كریم رامي‌كند.
زندگی جورجیا بااین هدیه تغییر مي‌كند،اوقرآن مي‌خواند وبه آن ایمان مي‌آورد.اما معجزه‌ای كه باعث مي‌ِ‌شودتادیگراعضای خانواده نیزبه اعجازقرآن پی ببرند،آتش‌سوزی در منزل این خانواده یهودی بود زیرا تنها چیزی كه درآتش نسوخت كتاب قرآن بود،پس ازآن مادرجورجیا نیز به دین شریف اسلام گروید ومسلمان شد.
گفتنی است جورجیا و مادرش پس از تشرف به اسلام نام خود را به جمیله و سمیره تغییر دادند.

نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه 1386/07/04 ساعت 12:15 | لینک ثابت |

در حدود پنجاه سال پيش در جايي در فرانسه، پيرمرد پنجاه ساله اي از اهالي ترکيه، زندگي مي کرد که ابراهيم نام داشت، و يک خواربار فروشي را اداره مي کرد.
اين خواربار فروشي در آپارتماني واقع بود که خانواده اي يهودي در يکي از واحدهاي آن زندگي مي کردند. اين خانواده پسري داشتند به نام “جاد” که هفت سال بيشتر نداشت.
جاد عادت داشت که هر روز براي خريد مايحتاج منزل به مغازه عمو ابراهيم مي آمد، وهر بار هنگام خروج از مغازه از فرصت استفاده مي کرد وقطعه شکلاتي را مي دزديد.

ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید.

http://khour.ir/kankash/archives/53#more-53

نوشته شده توسط کمال در دوشنبه 1386/07/02 ساعت 19:45 | لینک ثابت |

گویند : در بنی اسرائیل عابدی بود ، شنید در آن نزدیکی درختی است که مردم آن را می پرستند ! عابد در خشم شد و از بهر خدا و تعصب در دین تبر بر دوش نهاد و رفت که درخت را ببرد ! ابلیس به صورت پیری بر او ظاهر شد و پرسید کجا می روی ؟ گفت : برای بریدن فلان درخت ، ابلیس گفت : برو به کار عبادتت مشغول باش ، تو را چه کار به این کار ؟ عابد سخت بر او آویخت و او را بر زمین زد و بر سینه او بنشست ، ابلیس گفت : دست از من بدار تا تو را سخنی نیکو گویم ، دست از وی بداشت ، ابلیس گفت : این کار ، کار پیغمبران است نه تو ! عابد گفت : من از این کار بازنگردم و دوباره با ابلیس دست به یقه شد و او را به زمین زد . بار سوم ابلیس گفت : تو مردی درویش هستی این کار را به دیگران واگذار ، من روزی دو دینار زیر بالین تو گذارم که هم هزینه خود کنی و هم به دیگر عابدان دهی ، عابد پیش خود گفت : یک دینار آن صدقه دهم و دینار دیگر خود به کار برم و این کار بهتر از درخت برکندن است که مرا بدان نفرموده اند و من پیغمبر نیستم ! دیگر روز دو دینار زیر بالین خود دید و برگرفت ! تا روز سوم که هیچ دیناری بر بالین خود ندید ، تبر برداشت و عازم بریدن درخت شد . ابلیس در راه رسید و به او گفت : ای مرد این کار ، کار تو نیست و باهم در آویختند ، ابلیس او را بر زمین زد و بر سینه او نشست ، عابد پرسید : چه شد که آن دوبار من تو را بر زمین زدم و این بار درماندم ؟ گفت : آن دوبار بهر خدا درآویختی و این بار بهر دینار ! اول برای خدا به اخلاص آمدی و از جهت دین خدا خشم گرفتی ، خداوند تو را نیرومند ساخت ، اکنون بهر طمع خویش آمدی و از بهر دنیا خشم گرفتی و پیرو هوای نفس خود شدی ، لاجرم ناتوان شدی ! به نقل از کتاب کشف الاسرار ( خواجه عبدالله انصاری )
نوشته شده توسط کمال در دوشنبه 1386/07/02 ساعت 15:33 | لینک ثابت |

حدیثی از پیامبر که از ابوهریره (رضی الله عنه ) در مورد افرادی که در گهواره سخن گفتند.

آن حضرت (ص) فرمودند:فقط سه نفر در گهواره سخن گفتند،عیسی بن مریم(ع)،طفلی در زمان جریح ناسک ،و سومی طفلی دیگر،قصه حضرت عیسی(ع)برای همگان معلوم است و اما جریح ناسک


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در یکشنبه 1386/07/01 ساعت 21:5 | لینک ثابت |

سلام به همه ی دوستان عزیز

از امروز می خواهم شروع به نوشتن مطالبی با عنوان حکایات الصالحین و کرامات الصادقین کنم . امیدوارم که از خواندن این مطالب راضی شوید . منتظر اولین حکایت باشید.

السلام علیکم

فی امان الله

نوشته شده توسط کمال در یکشنبه 1386/07/01 ساعت 17:54 | لینک ثابت |

New Page 5