تبليغاتX
سنت نبوی
وقتي خودم را از بالاي ساختمان پرت كردم ...
در طبقه دهم زن و شوهر به ظاهر مهرباني را ديدم كه با خشونت مشغول دعوا بودند !
در طبقه نهم مردي قوي جثه و پر زور را ديدم كه گريه مي كرد!
در طبقه هشتم خانمي داشت گريه مي كرد چون نامزدش تركش كرده بود .
در طبقه هفتم كسي را ديدم كه داروي ضد افسردگي هر روزش را مي خورد !
در طبقه ششم مرد بيكاري را ديدم كه هنوز هم روزي هفت روزنامه مي خواند تا بلكه كاري پيدا كند !
در طبقه پنجم آقايي به ظاهر ثروتمند را ديدم كه در خلوت حساب بدهكاريهايش را مي رسيد !
در طبقه چهارم جواني را ديدم كه باز هم با نامزدش كتك كاري مي كرد ! 
در طبقه سوم پيرمردي را ديدم كه چشم به راه است تا شايد كسي به ديدنش بيايد !
در طبقه دوم خانمي را ديدم كه به عكس شوهرش كه از شش ماه پيش مفقود شده بود زل زده است !
قبل از پريدن فكر مي كردم از همه بيچاره ترم . اما حالا مي دانم كه هركس گرفتاري ها و نگر اني هاي خودش را دارد. و تازه فهميدم كه وضعم آنقدر ها هم بد نبود !
حالا كساني كه همين الان دارند به من نگاه مي كنند فكر مي كنم آنها بعد از ديدن من با خودشان فكر مي كنند كه وضعشان آنقدر ها هم بد نيست !!!

اعتماد

نوشته شده توسط کمال در سه شنبه 1386/10/25 ساعت 10:51 | لینک ثابت |

شحات انور قاري مشهور جهان اسلام درگذشت

شحات محمد انور به عنوان مشهورترين قاري قرآن جهان پس از مصطفي اسماعيل روز گذشته پس از سالها دست و پنجه نرم كردن با مرگ در بستر بيماري در گذشت.

به گزارش سرويس بين الملل «جهان» ، شحات محمد انور به عنوان مشهورترين قاري قرآن جهان پس از مصطفي اسماعيل قاري معروف مصري روز گذشته پس از سالها دست و پنجه نرم كردن با مرگ در بستر بيماري در گذشت.

زندگي نامه كامل شحات محمد انور

ولادت:
استاد شحّات محمد اَنور قارى مسجد امام رفاهى در روز 1 ژوئيه 1950ميلادى در روستاى كفر الوزير كه مركزى دور افتاده در استان قهليه است در يك خانواده كم جمعيّت متولد شد بيش از 3 ماه از ولادت او نگذشته بود كه پدرش وفات يافت و كودك خردسال نتوانست طعم پدرداشتن را بچشد، پدرى كه او را در سن كودكى ترك كرده و در حالي كه طفل خردسال و يتيمى بود با امواج زندگى و گردش روزگار با همه شيريني‌ها و تلخى‌هايش مواجه ساخت.

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در سه شنبه 1386/10/25 ساعت 8:31 | لینک ثابت |

روزه عاشوا ، برای حرفه ای ها !

اگرتاجران حرفه ای فصل هر محصولی را خوب می دانند و خوب می دانند که چه وقتی برای عرضه آن و سود چند برابر مناسب است همینطور حرفه ای ها می دانند چه وقت چه عبادتی مناسب است!

تاجرهای ماهر به دنبال خوشی و نعیمی هستند که تمام شدنی نیست و این ممکن نیست مگر در بهشت، بهشتی که عرضش به اندازه آسمانها و زمین است...

اکنون به خودم و به تمام تاجرهای ماهر یادآور می شوم که... ما هم اکنون در موسمی هستیم که با فصل میوه و سبزی تفاوت دارد..


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در یکشنبه 1386/10/23 ساعت 12:33 | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم
حرف زدن یک کودک با خداوند
سیما شمسی ـ عمادده
من کودکی 5 ساله بودم که پدرم را از دست دادم. ششم ماه مبارک رمضان بود. خدایا من دعا می کنم که هیچ پسر و دختری یتیم نشوند. خدایا من پدر ندارم ولی باز هم تو را شکر می کنم.
از آن موقع که پدرم از دنیا رفت، مادرم برایم هم پدر بود و هم مادر. من از 5 سالگی به قرآن و نماز علاقه بسیاری داشتم. خدایا برای همین
 
 
بنام خالق یکتا
فاطمه سعید آبادی ـ کلاس چهارم ـ عمادده
اگر در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم بودم...
برای دانش آموزان مسابقه ایی برگزار شد که موضوع مسابقه اینگونه بود که بنویسید اگر در زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم بودم ...
فاطمه خیلی درگیر نوشتن این داستان شده بود حتی چندبار هم نوشت ولی همه آنها را پاره کرد، همیشه دعا می کرد بتواند در این مسابقه شرکت کند. خب دیگه فاطمه
 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر رسول خدا
فاطمه علی موحد ـ کلاس پنجم ـ عمادده
سلام بر رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه وسلم.
از اینکه می خواهم با شما حرف بزنم خیلی خوشحال هستم.
ای کاش! شما در این زمان بودید و من شما را می دیدم. من شما را یک بار در خواب دیده ام که می خواستید مرا بالای پله هایی که از سنگ بودند ببرید
 
 
 
 
بنام خالق یکتا
موضوع: خدا مرا دوست دارد
دختر بچه ای بنام نازنین در یک خانواده پولداری زندگی می کرد. این خانواده در مادیات غرق بودند و به مسایل مذهبی اهمیتی نمی دادند و دین اسلام را فراموش کرده بودند.
نازنین زمانی که به مدرسه رفت و کتاب هدیه آسمانی را دید برای اولین بار نام خداوند را از زبان معلمش شنید چون برایش ناشناخته

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در پنجشنبه 1386/10/20 ساعت 19:0 | لینک ثابت |

ماهی و دیوار شیشه ایی

روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد... او اکواریمی شیشه ای ساخت و با دیواری شیشه ای دو قسمت کرد . در یک قسمت ماهی بزرگی انداخت و در قسمت دیگر ماهی کوچکی که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگ بود .
ماهی کوچک تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به آن غذای دیگری نمی داد... او برای خوردن ماهی کوچک بارها و بارها به طرفش حمله کرد، اما هر بار به دیواری نامرئی می خورد. همان دیوار شیشه ای که او را از غذای مورد علاقش جدا می‌کرد .
بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچک منصرف شد. او باور کرده بود که رفتن به آن طرف اکواریوم و خوردن ماهی کوچک کاری غیر ممکن است.
دانشمند شیشه وسط را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز کرد؛ اما ماهی بزرگ هرگز به ماهی کوچک حمله نکرد. او هرگز قدم به سمت دیگر اکواریوم نگذاشت و از گرسنگی مرد. می‌دانید چرا؟
آن دیوار شیشه ای دیگر وجود نداشت، اما ماهی بزرگ در ذهنش یک دیوار شیشه ای ساخته بود . یک دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود؛ آن دیوار باور خودش بود. باورش به محدودیت. باورش به وجود دیوار. باورش به ناتوانی.
ما هم اگر خوب در اعتقادات خودمان جستجو کنیم، کلّی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجهء مشاهدات و تجربیات ما است و بسیاری از آنها هم وجود خارجی ندارند و فقط در ذهن خود ساخته شده‌اند

تابش
نوشته شده توسط کمال در شنبه 1386/10/15 ساعت 9:2 | لینک ثابت |

خنده دارترین ها !!!!!!

سلام . چند روز پیش یكی از بچه ها یه مطلبی برام فوروارد كرد كه خوندنش زلزله ای شد و چهار ستون بدنم رو فرو ریخت .

ممنون میشم اگه اندكی از وقت مبارك رو برای ارسال نظر تلف كنید .

 

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!


چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!


 

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!


 

چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!


 

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!


 

چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!


 

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جماعت تمایل داریم!


 

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!


 

چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختی باور می کنیم!


 

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!


 

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!


 

خنده داره . اینطور نیست؟!

دارید می خندید؟

دارید فکر می کنید؟

 

این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.

 

خنده داره؟ ...... نه تاسف آوره

یا الله


داستان های عبرت انگیز
نوشته شده توسط کمال در جمعه 1386/10/14 ساعت 15:58 | لینک ثابت |

حکومت نظامی در شهر بندر ترکمن


به دنبال اعتراض جمعي اهالي بندر ترکمن به مرگ صياد ۱۸ ساله ترکمن و حمله آنان به فرمانداري وپاسگاه حراست درياي روستاي “چاپاقلي” موج جديد دستگيري شهروندان بندر ترکمن آغاز شد.

به گزارش خبرنگار روز، به دنبال برخورد يک قايق موتوري غول پيکر متعلق به “حراست دريا” با قايق موتوري کوچک صيادان محلي و کشته شدن حسام الدين خديور در ساعات پاياني شب جمعه گذشته، جوانان ماهيگير و اهالي روستاهاي چاپاقلي، خواجه نفس و شهرستان ترکمن درروز يکشنبه با حدود ۳۰ خودرو نيسان و ۶۰ موتور سيکلت به پاسگاه حراست نيروي انتظامي در غرب روستاي چاپاقلي حمله برده و در اعتراض به کشته شدن حسام الدين، ساختمان آن را به آتش کشيدند. اين جمعيت معترض پس از آن به ساختمان فرمانداري بندرترکمن رفته و لوازم اداري و تجهيزات رايانه اي و اغلب شيشه هاي آن را شکستند.

براساس اين گزارش، پس از آن يگان ويژه نيروي انتظامي وسپاه پاسداران، از مرکز استان گلستان، وارد بندرترکمن شده و شهر به حالت حکومت نظامي درآمد. به دنبال حکومت نظامي درشهر، خطوط ارتباطي تلفن هاي همراه براي ۲۴ ساعت مختل شد و همه رفت وآمدها تحت کنترل نيروي انتظامي و ايست بازرسي بسيج قرار گرفت. اين گزارش مي افزايد : اما ماجرا به اين موارد ختم نشده و صبح روز بعد دستگيري عده اي از اهالي منطقه آغاز شد. يک شاهدان عيني مي گويد که ماموران نيروي انتظامي و شيلات بندرترکمن، به گونه اي به برخي منازل حمله مي کردند که گويي زمان را براي تصفيه حساب با برخي ماهيگيران بهتر از اين زمان نمي دانستند.

اين گزارش تاکيد دارد که نيروي انتظامي و گارد ويژه سپاه پاسداران، زمان حمله را گرگ وميش هوا در صبح روز سه شنبه تعيين کرده بودند به نحوي که در سکوت اين ساعات، شکستن درب منازل و صداي شيون ناشي از وحشت کودکان کاملا به گوش مي رسيد. شاهدان عيني مي گويند: نيروهاي نظامي مردم را با لباس خواب به همراه مشت ولگد راهي کاميون ها مي کردند و هنگامي که از سوي افراد دستگير شده مورد پرسش قرار مي گرفتند بر شدت خشونت خود مي افزودند.

درهمين رابطه يک تشکيلات موسوم به “سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمن صحرا” اطلاعيه اي صادر کرد. در بخشي از اين اطلاعيه آمده است: اکنون سالهاست که جوانان تهيدست و بيکار روستاهاي سواحل درياي خزر مورد غضب حراستي ها قرار گرفته و جان عزيز خود را از دست داده اند. صيد ماهي بدون پروانه خلاف قانون است ولي کشتن نوجوانان نيز خلاف قانون، خلاف حقوق بشر و خلاف هر گونه قوانين انساني و اسلامي ميباشد.

بيانيه افزوده: بر اساس ماده ۱۰ قانون شکار و صيد مصوبه ۱۳۴۶ ( اصلاحيه ۱۳۵۳ و ۱۳۷۵ ) کسانيکه مرتکب شکار و صيد در فصول و ساعات ممنوعه و وسايل و طرق ممنوعه شوند به حبس تاديبي از ۱۱ روز تا يک ماه و يا جزاي نقدي محکوم ميشوند. ماده ۱۱ همان قانون نيز شکار و صيد بدون پروانه را حبس تاديبي از ۱۱ روز تا ۲ ماه و جزاي نقدي محکوم مي کند. با وجود اينکه قوانين مربوط به صيد و شکار بسيار روشن است اما ماًموران حراست بدون توجه به اين قوانين نوجوانان زيادي را تا امروز در ترکمن صحرا به قتل رسانده اند.دربخش ديگري از اين اطلاعيه آمده است: سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمن صحرا سالهاست در خصوص قتل بي گناه صيادان ترکمن به مراجع بين المللي گزارش داده و به مقامات و مسئولين جمهوري اسلامي نيز هشدار داده است که هر چه زودتر به موجوديت گروههاي فراقانوني پايان داده شود.

سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمن صحرا خاطرنشان کرده: در اطلاعيه اي در آذرماه سال ۱۳۸۳ تحت عنوان “صيادان ترکمن را صيد نکنيد!” ما صراحتا اين امر را از دولت و مسئولين محلي طلب نموديم، ولي تابحال در اين مورد هيچگونه اقدامي نشده و حراستي ها همچنان به صيد صيادان ترکمن ادامه داده اند. اکنون کاسه صبر مردم پر شده و دست به اقداماتي زده اند تا بدينوسيله گوش شنوائي به مطالبات قانوني خود بيابند. مردم بندرترکمن و اهالي روستاهاي نوار ساحلي خزر خواستار رسيدگي فوري و جدي به قتل [افراد توسط] ماًموران حراست شده اند. آنها از مقامات محلي مي خواهند با عاملان قتل حسام الدين خديور برابر با قانون عمل شود.

اطلاعيه “سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمن صحرا” در خاتمه از تمامي مدافعين دفاع از حقوق بشر ايراني و نهادهاي حقوق بشر جهاني درخواست کرده است که اقدامات نيروي انتطامي “حراست دريا” را در ترکمن صحرا محکوم کنند و به چشم پوشي مسوولان در مقابل قانون شکنان اعتراض نمايند.

نوشته شده توسط کمال در جمعه 1386/10/14 ساعت 7:48 | لینک ثابت |

"حیاء" سرمایه ی مسلمان

اسلام به عنوان بزرگترین دین اخلاق است که تمام حالات یک مسلمان را از بزرگ و کوچک در نظر می گیرد و به تمامی جنبه های فردی و اجتماعی اهتمام می ورزد. رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) می فرمایند: «همانا من مبعوث شدم تا تمام کننده بهترین اخلاق ها باشم.» (روایت احمد)

همچنین میفرمایند: «کامل ترین شما در ایمان کسانی هستند که نیکوترین اخلاق ها را داشته باشند.» فردای قیامت، نزدیک ترین جایگاه به رسول الله (صلی الله علیه وسلم) از آنِ کسی است که نیکوترین اخلاق را دارا باشد .

یکی از مهمترین معیارها و نشانه‌های اخلاقِ نیکو، «حیاء» میباشد؛ زیرا رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) میفرماید: «هر دینی دارای وصف و نشانه‌ایست و وصف و نشانه‌ی ممتازِ اسلام، حیاء می‌باشد» و در حدیثی دیگر میفرمایند: «حیاء شعبه‌ایی از شعبه‌های ایمان است و حیاء همه‌اش خیر است و فقط خیر و خوبی را به ارمغان می‌آورد ».

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه 1386/10/12 ساعت 8:49 | لینک ثابت |

دختري از روسيه
اين داستان را به شما تقديم مي كنم، داستاني كه بايد آنرا به ياد داشته باشيم و آنرا به همسران ،‌دختران و خواهران خويش منتقل كنيم تا آنرا در دل ،‌عقل و جان خود به خاطر بسپارند تا همه بدانند كه دين خداوند پيروز و سربلند است حتي اگر اهل آن از آن شانه خالي كنند يا افرادي كه به آن منتسب هستند و دربين ما زندگي مي كنند،‌با زبان ما سخن مي گويند و به طرف قبله ما نماز مي خوانند ،‌ با آن سرجنگ داشته باشند.

دختري از روسيه... تازه مسلمان و از سرزمين كفر،‌ زبان عربي بلد نبود اما مسيري را پيموده بود كه بيشتر مردان ما از رفتن آن باز مانده اند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در یکشنبه 1386/10/09 ساعت 7:53 | لینک ثابت |

New Page 5