تبليغاتX
سنت نبوی
در بچگي حاكم دنياي سبزي بودم كه زير برگهاي درخت انجيرمون ساخته بودم بزرگتر كه شدم حس كردم يه چيزي كمه پس دنيامو كمي بزرگ كردم غافل ازينكه دنياي بزرگتر دردهاي عميق تري داره. متاسفانه عظمت اين درد بزرگتر از كوه صبر و غرورم بود. الان خيلي وقته كه دنيام بزرگه خيلي بزرگ اونقدر بزرگ كه گاهي خدارو توش گم مي كنم. دنيام بزرگه ولي ديگه سبز نيست....دلم براي روزهاي سبزي كه داشتم تنگ شده خيلي.........
نوشته شده توسط کمال در پنجشنبه 1387/04/27 ساعت 17:59 | لینک ثابت |

زن روسپي و بنده ي صالح

اين داستاني است كه شيخ علي الطنطاوي از ميان خاطرات زيبايش برايمان حكايت مي كند و ما را به مصر سرزمين كنانة مي كشاند.

دياري كه در آن دانشگاه أزهر جايگاه علماي بزرگ خودنمايي مي كند.

مي گويد: ازميان علماي أزهر شيخ باوقاري بود كه از دنيا به جز دانشگاه أزهر كه در آن به تدريس مشغول بود و خانه اش كه در نزديكي آن قرار داشت و راه ميان آن دو چيزي را نمي شناخت.

پس از گذشت سالها در حالي كه پا به سن گذاشته و سلامتي از او رخت بر بسته بود و نياز به استراحت داشت ‌،‌پزشك به او گفت كه بايد از محيط كار و خانه اش فاصله بگيرد و به تفريح و گردش در باغ و بستان و ساحل زيباي نيل بپردازد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کمال در شنبه 1387/04/08 ساعت 17:59 | لینک ثابت |

New Page 5